قلم سبز ایران
سه شنبه، ۸ اسفند ۱۳۸۵
خودروها را در پاركينگ حبس كنيد
چند سال پيش وقتي صنعت خودروسازي ايران برنامه افزايش تيراژ خودروهاي توليدي را در دستور كار خود قرار داد، كمتر كسي به بحران فراگير بنزين فكر ميكرد. صنعت خودروسازي توانست بدون توجه به اساسيترين مساله يعني بنزين، رشد توليدي برابر ۵۰ درصد را تجربه كند. حالا ميزان توليدات ايران از حدود ۶۵۰ هزار دستگاه خودرو در سال گذشته است، اما بنزين كمكم در حال تبديل شدن به كالايي بسيار ارزشمند در ايران است، چرا كه حال انبوه خودروها با معضل كمبود سوخت مواجه هستند. دور از ذهن نيست روزي از راه برسد كه همه خودروهاي در حال تردد در ايران، در اين پاركينگ بزرگ متوقف شوند و ديگر سوختي براي حركت نداشته باشند.
امسال وقتي حمل بنزينهاي وارداتي موجود در اسكلهها با مشكل مواجه شد، پيش ازآنكه خبر بروز مشكلات فني به ايستگاههاي سوخترساني برسد، بحران كمبود بنزين در استانهاي غربي رخ نمود و استانهاي غربي و شمال غربي به سختي در آتش كمبود بنزين ميسوختند. هميشه راهي ميانبر براي حل اين مشكلات پيدا ميشود، كافي است صاحبان خودرو حاضر شوند به جاي ۶۵ تومان براي هر ليتر بنزين ۱۵۰ تومان بپردازند تا بتوانند خودروهاي پر مصرفشان را به حركت درآورند. وزارت نفت در صدد حل مشكل كمبود بنزين در استانهاي غربي و شمال غربي برآورد، اما اين بيماري مسري زودتر از آنچه تصور ميرفت در ساير مناطق شيوع پيدا كرد و نتيجه آنكه بحران حتي سري به جايگاههاي سوخترساني استان تهران نيز زد.
از ميرداماد تا انتهاي وليعصر، هيچ جايگاهي، سوخت نداشت. بنزين معمولي ۶۵ توماني به كيميا تبديل شد و خيليها با اكراه و از روي ناچاري مجبور شدند بنزين سوپر ۹۰ توماني را براي به حركت در آوردن خودروهاي خود مصرف كنند. همين فاصله قيمتي، بسياري از دارندگان خودرو را متوجه مصرف بيش از حد بنزين در باكهاي اتومبيلشان كرد.
در حالي كه استاندارد مصرف بنزين در كشورهاي اروپايي براي هر خودرو حدود ۶ ليتر در صد كيلومتر است، بسياري از خودروهاي صفر كيلومتر ايراني بيش از ۱۲ ليتر بنزين در سال مصرف ميكنند.
مشكل حمل بنزين از بنادر جنوبي ظرف ۲ هفته رفع شد و «كمبود سوخت» از جايگاههاي سوخترساني خداحافظي كردند. مساله خودروهاي پرمصرف، واقعي شدن قيمت بنزين، اصلاح تكنولوژي توليد خودرو و ... نيز همگي همراه با راه افتادن تانكرهاي حامل بنزين از بنادر جنوبي، دوباره به دست فراموشي سپرده شدند. امسال تنها براي دارندگان خودروهاي پرمصرف ايراني، دولت مستقيما يك ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار هزينه كرده، چرا كه حجم واردات بنزين به اين مبلغ رسيده است. از سوي ديگر در حدود ۴۰ ميليون ليتر بنزين نيز روزانه در پالايشگاههاي ايران توليد ميشود.
ممصرف بنزين در حال حاضر به روزانه ۶۰ ميليون ليتر رسيده است. كمي آن سوتر از مرزهاي جنوبي ايران، نفتكشهاي غولپيكر هر ليتر بنزين را به قيمت معادل۲۰۰ تا ۲۳۰ تومان، خريد و فروش ميكنند. ورود به مرزهاي جغرافيايي ايران و خريد بنزين 65 توماني براي خيلي از ساكنان آنسوي مرزها يك روياي دست نيافتني است. شايد ايران تنها كشوري باشد كه براي مصرف هر ليتر بنزين، ۱۳۵ تومان يارانه پرداخت ميكند.
چاههاي نفت ايران در حال حاضر ميتوانند حدود ۳ ميليون و ۸۰۰ هزار بشكه نفت را تحويل دهند. از اين حجم نفت خام، حدود يك ميليون و ۸۰۰ هزار بشكه در داخل كشور مصرف ميشود و بقيه به صادرات اختصاص مييابد. كم نيستند كارشناساني كه بر اين اعتقادند كه ادامه روند فعلي ميتواند موجب شود، دومين قدرت نفتي جهان براي هميشه از بازارهاي جهاني خداحافظي كند و حتي براي تامين نياز خود مجبور به واردات نفت و فرآوردههاي نفتي باشد. در اين صورت ديگر چيزي از اقتصاد بيمار ايران كه بر پايه هاي لرزان و سست نفت بنا شده است باقي نخواهد ماند. طبق آمارهاي ارايه شده از سوي بانك مركزي، وزارت امور اقتصادي و دارايي و ساير مراجع ذيربط، هنوز ۷۰ درصد اقتصاد ايران، زير سايه سنگين نفت نفس ميكشد و حيات ۳۰ درصد ديگر نيز سخت با وضعيت ۷۰ درصد اقتصاد وابسته به نفت ايران گره خورده است.
شايد يكي از مهمترين مسوولان افزايش قابل توجه مصرف نفت، صنعت خودروسازي باشد كه همچون خوره در مال ؟ باقيمانده اين پيكر پوسيده است. صنعت خودرو گذشته از آنكه بخش مهمي از اشتغال در كشور را در خود جاي داده است و همواره از آن به عنوان يكي از موفقترين بخشهاي اقتصادي ياد ميشود، اما هنوز نتوانسته خود را با استانداردهاي بينالمللي تطبيق دهد. شايد روزي قرار است كه مقامات و مسوولان تصميمگير در امور خودرو، به اين نتيجه برسند كه بهتر بود به جاي افزايش تيراژ، آن هم به حدود ۶۵۰ تا۷۰۰ هزار خودرو در سال، كيفيت خودروها افزايش مييافت و تكنولوژيهاي مدرن نيز ورودشان به صنعت خودروسازي ايران را رسما اعلام ميكردند.
در كشورهاي توسعه يافته به ازاي ورود هر دستگاه خودروي صفر كيلومتر به ناوگان حمل ونقل، بايد يك خودرو از رده خارج شود. يك خودروي فرسوده!
به عنوان مثال در ژاپن محوطهاي با عنوان قبرستان خودرو درنظر گرفته شده است و دارندگان خودروهاي ۵ تا ۱۰ ساله كه اتومبيلشان قادر به پاس كردن استانداردهاي بينالمللي نيستند هر سال طي مراسمي خاص، خودروهايشان را با گل آذين ميدهند و براي آخرين بار آنها را از شهر تا قبرستان به حركت در ميآورند. قطعات خودروهايي كه به قبرستان ميروند منفصل مي شود و از قراضه آنها در بخشهاي ديگر استفاده ميشود. اما در ايران يافتن خودروهاي توليدي سال ۱۳۴۷ و ۱۳۴۸ چندان دشوار نيست. پيكان ۴۷ هنوز در خيابانهاي اين كشور تردد ميكند و قيمتي قابل توجه (بيشتر از 2ميليون تومان) را در نقل و انتقالات دارا است.
صنعت خودروسازي در ايران بدون توجه به تدوين برنامهاي براي افزايش تيراژ توليد، همگام با خروج خودروهاي فرسوده از رده نسبت فعاليت خود را توسعه داده است. نتيجه اينكه تردد خودروهاي ۲۰ ساله و ۳۰ ساله كه در هر صدكيلومتر بيش از ۲۰ ليتر بنزين را ميبلعند هنوز مزيت اقتصادي دارد.
در چنين شرايطي بسياري افزايش قيمت بنزين را تنها راه حل منطقي بيرون آمدن از بحران ميدانند. در بهترين حالت ميزان واردات بنزين در سال ۱۳۸۳ به ۲ ميليارد و ۲۰۰ ميليون تومان خواهد رسيد و صنعت خودروسازي نيز بيش از ۷۰۰ هزار خودروي جديد را راهي بازار خواهد كرد.
آيا افزايش قيمت بنزين حتي به ۲۰۰ تومان چاره ساز است؟ بيشك اين اقدام تنها در صورتي موثر خواهد بود كه صنعت خودرو نيز همزمان نسبت به بكارگيري تكنولوژي جديد توليد، خروج خودروهاي فرسوده از رده و ... اقدام كند.
در اين صورت مسلما اتفاقاتي رخ خواهد داد كه براي كمتر كسي باورش امكانپذيراست. روزي ميرسد كه شما از هر نقطه تهران ميتوانيد كوههاي اطراف را تماشا كنيد، آسمان آبي را ببينيد و بدون ترس از آلايندههايي كه خودروهايتان وارد ريههاي شما ميكنند نفس عميق بكشيد. ظرف ۲۰ دقيقه از اين سوي شهر تا آن سوي شهر بزرگ تهران را طي كنيد چرا كه حالا ترافيك روان، ساعاتي از وقت روزانه شما را كه در ترافيك ميگذشت آزاد كرده است.
از گفتههاي مقامات و مسوولان تصميمگير چنين برميآيد كه اين اتفاق حالا حالا ها رخ نخواهد داد، به چند علت مشخص. اول اينكه بنزين كالايي سياسي است كه افزايش قيمت آن ميتواند اقتصاد را به آتش بكشد.
بالا رفتن قيمت بنزين كبريتي است در انبار باروت و در چشم بر هم زدني، همه بخشهاي اقتصاد را در مينوردد و تورم، خاكستري از اقتصاد بجا خواهد گذاشت.
همچنين ادامه وضعيت فعلي نيز اين انفجار را تنها براي مدتي كوتاه به تعويق خواهد انداخت چرا كه بالا رفتن مصرف، هر روز بيشتر از ديروز قدرت چانه زني ايران در بازارهاي جهاني را كم ميكند ايران در حال حاضر تنها ۲ ميليون و ۲۰۰ هزار بشكه نفت براي عرضه دربازارهاي جهاني دارد در حالي كه عربستان قدرت عرضه ۸ ميليون بشكه نفت را نيز در چاههاي خود ذخيره كرده است. چند سال ديگر عراق چاههاي نفتياش را بازسازي ميكند و با سبد پر، راهي بازارهاي جهاني نفت خواهد شد.
در آن روزها وضعيت آنقدر بغرنج خواهد شد كه ممكن است حتي تصور آن سبب شود براي هميشه خودرويتان را در پاركينگ خانه حبس كنيد تا مبادا نقشي در افزايش مصرف بنزين داشته باشيد.
: پرینت گرفته شده از
http://www.irangreenpen.ir/articles/000007.php